ترجمه "gown" به فارسی
ردا, خرقه, لباس خواب بهترین ترجمه های "gown" به فارسی هستند.
gown
verb
noun
دستور زبان
A loose, flowing upper garment. [..]
-
ردا
nounHe still had his wig and gown on, and he said,
در مورد حاضر نیز آقای استرایور که هنوز ردا بر تن و کلاه گیس بر سر داشت گفت
-
خرقه
a bets a bet. lyra was supposed to show up with the gown
قول قوله. ليرا ميبايست كه با خرقه خودشو نشون بده
-
لباس خواب
nounEmma, in a dimity dressing gown, leant her head against the back of the old arm chair
اما با لباس خواب گیسوان جمع کرده خود را به پشتی صندلی کهنهاش تکیه داده بود.
-
ترجمه های کمتر
- پیراهن
- روپوش
- مانتو
- گاون
- عبا
- کسوت
- (استاد یا قاضی و غیره) لباس یا روپوش به تن کردن
- اشخاص وابسته به دانشگاه
- جامه ی بلند و گشاد (که روی لباس های دیگر پوشیده شود)
- ردا یا خرقه پوشیدن
- روپوش اتاق عمل
- روپوش جراح
- روپوش قضات و کشیشان dressing -2رجوع شود به gown
- لباس حمام
- لباس شب
- لباس فارغ التحصیلی
- لباس مراسم پایان تحصیلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gown " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gown"
عباراتی شبیه به "gown" با ترجمه به فارسی
-
کلاه و جامه ی استادی · کلاه و جامه ی دانشجو در مراسم پایان آموزش
-
رب دشامبر · روبدوشامبر · لباس خواب
-
(لباس برخی کشیشان پروتستان) ردای سیاه و آستین گشاد
-
رب دشامبر · روبدوشامبر · لباس خواب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن