ترجمه "grainy" به فارسی

اردی, خوابدار, زبر بهترین ترجمه های "grainy" به فارسی هستند.

grainy adjective دستور زبان

Resembling grains; granular. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اردی

    adjective
  • خوابدار

  • زبر

  • ترجمه های کمتر

    • (در مورد چوب و سنگ و غیره) دارای نقش
    • دان دان زده
    • دانه دار
    • دانه دانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grainy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "grainy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه