ترجمه "grammatical" به فارسی
دستوری, گرامری, نحوی بهترین ترجمه های "grammatical" به فارسی هستند.
grammatical
adjective
دستور زبان
(linguistics) Acceptable as a correct sentence or clause as determined by the rules and conventions of the grammar, or morpho-syntax of the language. [..]
-
دستوری
Certainly the language he used in his delirium was no less grammatical than that of the Tarleton twins.
یقیناً زبانی که با آن سخن میگفت، حتی در هذیان، بیشتر از دوقولوهای تارلتون غلطهای دستوری نداشت.
-
گرامری
ASL is broken down into many different grammatical parameters.
ASL به پارامترهای گرامری مختلفی شکسته شده است.
-
نحوی
-
ترجمه های کمتر
- صحیح (از نظر گرامری)
- صرفی و نحوی
- مطابق دستور زبان
- وابسته به دستور زبان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grammatical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grammatical" با ترجمه به فارسی
-
ازروی دستور · مطابق ایین دستوریاصرف ونحو
-
نقش دستوری
-
شمار (دستور زبان)
-
دستور زبان
-
جنس · جنس دستوری · قسم · نوع
-
وجه دستوری
-
شخص
-
حرف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن