ترجمه "granary" به فارسی
انبار غله, انبار, (انگلیس) نان سبوس دار بهترین ترجمه های "granary" به فارسی هستند.
granary
noun
دستور زبان
(agriculture) A storage facility for grain or sometimes animal feed. [..]
-
انبار غله
nounstorage building for grain
-
انبار
nounstorage facility
These were the overflow from the neighbouring granary, to which three stone steps led.
این کیسهها مازاد گندم انبار مجاور بود که با سه پله سنگی میشد به آنجا رسید.
-
(انگلیس) نان سبوس دار
-
ترجمه های کمتر
- ناحیه ی حاصلخیز
- ناحیه ی غله خیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " granary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "granary"
عباراتی شبیه به "granary" با ترجمه به فارسی
-
آفت انباري غلات · سیتوفیلوس گراناریوس
-
مخازن · مخزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن