ترجمه "grandee" به فارسی

بزرگان, اعیان, بزرگمرد بهترین ترجمه های "grandee" به فارسی هستند.

grandee noun دستور زبان

a person of high rank [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگان

    noun

    There are lords and grandees in Spain to whom they can be dedicated

    در اسپانیا بزرگان و آزاد مردانی که بتوان کتاب به آستان ایشان تقدیم کرد فراوانند.

  • اعیان

    noun

    This stout young man was an illegitimate son of Count Bezukhov, a well known grandee of Catherine's time who now lay dying in Moscow.

    این جوان فربه فرزند نامشروع یکی از اعیان مشهور عصر کاترین به نام کنت بزوخوف بود که در مسکو به حال نزع افتاده بود.

  • بزرگمرد

  • ترجمه های کمتر

    • (اسپانیا و پرتغال) اشرافی درجه ی یک
    • اصیل زاده
    • مرد عالی رتبه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grandee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "grandee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه