ترجمه "gratuity" به فارسی
انعام, پاداش, شتل بهترین ترجمه های "gratuity" به فارسی هستند.
gratuity
noun
دستور زبان
A reward, service, or payment provided freely, without obligation. [..]
-
انعام
nounreward provided freely, without obligation
A coachman who wants a gratuity is capable of anything, even of imagination.
یک درشکهچی که میخواهد انعام خوبی بدست آورد قابل برای همه کار و برای ساختن تصورات بیاساس نیز هست.
-
پاداش
nounPlead you guilty to unlawful acceptance of a gratuity.
جرم تو در دادگاه پذيرش نامشروع يک پاداش هست
-
شتل
reward provided freely, without obligation
-
ترجمه های کمتر
- بغیاز
- ورشتاد
- پارنج
- پایمزد
- التفات
- بخشش
- حق الزحمه
- حق سنوات خدمت
- مبلغ بازخرید
- پاداش بازنشستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gratuity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gratuity"
عباراتی شبیه به "gratuity" با ترجمه به فارسی
-
عیدی و پاداش
-
اجرت؛ پاداش
-
عیدی
-
سیستم تعهدی انعام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن