ترجمه "gray" به فارسی

خاکستری, توسی, خاکِستَری بهترین ترجمه های "gray" به فارسی هستند.

gray adjective verb noun دستور زبان

(chiefly US) grey [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکستری

    adjective

    having a color somewhere between white and black, as the ash of an ember

    Time turns hair gray.

    زمان مو را خاکستری می کند.

  • توسی

    adjective

    having a color somewhere between white and black, as the ash of an ember

  • خاکِستَری

    colour

  • ترجمه های کمتر

    • گری
    • کبود
    • جوگندمی
    • پیر
    • موسفید
    • دیز
    • دیزه
    • (grey هم می نویسند)
    • (اغلب G بزرگ) خاکستری پوش
    • (مو) سفید کردن یا شدن
    • (موی سر) سفید
    • (هوا) دلگیر شدن
    • آدم سفید موی
    • آسا گرای (گیاه شناس آمریکایی : 8
    • اسب کبود
    • توماس گرای (شاعر انگلیسی : 1
    • تیره و تار
    • حد فاصل
    • خاکستری رنگ شدن
    • رنگ خاکستری
    • غم افزا
    • فلفل نمکی
    • متمایل به خاکستری
    • مرز بین دو چیز
    • ملبس به لباس یا اونیفورم خاکستری
    • نظامی خاکستری پوش (به ویژه سرباز ارتش جنوب در جنگ های داخلی آمریکا)
    • پارچه ی خاکستری
    • پیر و محترم
    • چیز یا حیوان خاکستری رنگ
    • گرفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gray " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gray proper noun

A surname; originally a nickname for someone with a gray beard or hair. [..]

+ اضافه کردن

"Gray" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gray در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "gray"

عباراتی شبیه به "gray" با ترجمه به فارسی

  • ابرش خاکستری · اسب ابلق خاکستری
  • خاکستری نقره فام
  • فلفل نمکی · موسفید
  • ماده خاکستری اطراف مجرا
  • (جانورشناسی) انواع سنجاب های درشت خاکستری رنگ (از جنس Sciurus - بومی ایالات متحده)
  • شاه ماهی
  • (کالبدشناسی) ماده ی خاکستری مغز و نخاع شوکی (شامل یاخته های عصبی چند رشته ی عصبی - مقایسه شود با: ماده ی سفیدwhite matter) · مغز
  • بازار کبود (که معاملات آن از طریق شبکه ی معمولی توزیع انجام نمی شود و بیشتر با کالاهای وارداتی سر و کار دارد - با: marketblack فرق دارد)
اضافه کردن

ترجمه های "gray" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه