ترجمه "greatness" به فارسی
بزرگی, عظمت, فرهی بهترین ترجمه های "greatness" به فارسی هستند.
greatness
noun
دستور زبان
The state, condition, or quality of being great; as, greatness of size, greatness of mind, power, etc. [..]
-
بزرگی
nounThat experiment led to a great discovery.
این آزمایش منجر به کشف بزرگی شد.
-
عظمت
nounStill, great as was this omnipotence, a murmur arose.
اما با همه عظمت این توانایی، همهمهیی در گرفت.
-
فرهی
noun
-
ترجمه های کمتر
- بسیاری
- زیادی
- شگرفی
- بزرگ منشی
- عالی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " greatness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "greatness" با ترجمه به فارسی
-
طوطیمنقاری بزرگ
-
کوروش دوم
-
(تاریخ مسیحیت) · نفاق بزرگ شرق (جدایی کلیسای ارتدکس از کلیسای کاتولیک در سال Schism of the East( )1472 هم می گویند) · نفاق بزرگ غرب (دو دستگی در کلیسای کاتولیک که از سال 8731 تا 7141 طول کشید و طی آن دو پاپ یکی درروم و دیگری در شهر آوینیون فرانسه با هم مبارزه می کردند) (Schism of the West هم می گویند)
-
لیبی
-
گنجشک بزرگ
-
سجونگ کبیر
-
توت روباهی طبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن