ترجمه "greedy" به فارسی

حریص, آزمند, رزد بهترین ترجمه های "greedy" به فارسی هستند.

greedy adjective دستور زبان

(computing) Tending to match as much text as possible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حریص

    adjective

    having greed; consumed by selfish desires

    Under the circumstances he could not help thinking it greedy.

    در یک چنین شرایطی ناگزیر بود او را آدمی پرخور و حریص بداند.

  • آزمند

    having greed; consumed by selfish desires

    He advised Philip not to be greedy, but to be satisfied with a ten shilling rise.

    به فیلیپ نصیحت کرد که زیاد آزمند نباشد، بلکه با ده شیلینگ اضافه بهاء قانع باشد.

  • رزد

    having greed; consumed by selfish desires

  • ترجمه های کمتر

    • طماع
    • گرسنه
    • گیرکننده
    • شکم پرست
    • طمع کار
    • فزون خواه
    • مشتاق غذا
    • پر ولع
    • کسی که بیش از آنچه نیاز دارد می خواهد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " greedy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "greedy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "greedy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه