ترجمه "greenhorn" به فارسی

تازه کار, نوچه, (نادر) مهاجر تازه وارد بهترین ترجمه های "greenhorn" به فارسی هستند.

greenhorn noun دستور زبان

(chiefly US) an inexperienced person; a novice, beginner or newcomer [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازه کار

    noun

    Now I'm to babysit a greenhorn.

    . حالا شدم پرستار یه تازه کار

  • نوچه

    noun
  • (نادر) مهاجر تازه وارد

  • ترجمه های کمتر

    • بی تجربه
    • خام دست
    • زود باور
    • گول خور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " greenhorn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "greenhorn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه