ترجمه "greenness" به فارسی
سبزی, بی تجربگی, نارسی بهترین ترجمه های "greenness" به فارسی هستند.
greenness
noun
دستور زبان
The state or quality of being green. [..]
-
سبزی
nounIt was the green _drap de dames_ shawl of which Marmeladov had spoken, the family shawl.
شال بزرگ سبزی بود، لابد، همان شالی که مارمالادف صحبتش را میکرد، شال فامیلی .
-
بی تجربگی
-
نارسی
-
ترجمه های کمتر
- کالی
- خامی
- تازه نفسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " greenness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "greenness" با ترجمه به فارسی
-
متمایل به سبز
-
کوه های گرین مانتاین (بخشی از رشته کوه آپالاچیان که در امتداد طول ایالت ورمانت در آمریکا قرار دارد)
-
(امروزه) هر شهری که کعبه ی عشاق مشتاق ازدواج است · شهر مرزی گرتناگرین (اسکاتلند - سابقا عشاق فراری انگلیس برای ازدواج به آن جا می رفتند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن