ترجمه "grenadier" به فارسی

(ارتش انگلیس) سرباز گارد گرنادیر (حراست کاخ های سلطنتی رابه عهده دارند), (جانور شناسی) ماهی گرنادیر (از تیره ی Macrouridae و راسته ی Gadiformes - ماهیان استخوانی ژرف زی دارای سر بزرگ و دم باریک), (در اصل) سرباز پیاده ی مامور حمل و پرتاب نارنجک بهترین ترجمه های "grenadier" به فارسی هستند.

grenadier noun دستور زبان

A type of soldier, originally one who threw grenades, later a member of a company formed from the tallest men of the regiment; now specifically, a member of the Grenadier Guards. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ارتش انگلیس) سرباز گارد گرنادیر (حراست کاخ های سلطنتی رابه عهده دارند)

  • (جانور شناسی) ماهی گرنادیر (از تیره ی Macrouridae و راسته ی Gadiformes - ماهیان استخوانی ژرف زی دارای سر بزرگ و دم باریک)

  • (در اصل) سرباز پیاده ی مامور حمل و پرتاب نارنجک

  • ترجمه های کمتر

    • دم موش
    • دم موشی
    • نارنجک انداز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grenadier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "grenadier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه