ترجمه "grotesquely" به فارسی
بطوربی تناسب, بطورغریب وعجیب بهترین ترجمه های "grotesquely" به فارسی هستند.
grotesquely
adverb
دستور زبان
In a grotesque manner; disgustingly. [..]
-
بطوربی تناسب
-
بطورغریب وعجیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grotesquely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grotesquely" با ترجمه به فارسی
-
بی تناسبی · شکل غریب · عدم تناسب · غرابت · غریبی
-
(وابسته به سبک نقاشی یا مجسمه سازی و غیره که در آن انسان و حیوان با گل و شاخ و برگ و میوه به طور عجیب و غریبی در هم آمیخته شده اند) سبک شلم شوربا · اثر گروتسک · بی تناسب · سبک گروتسک · عجیب و باور نکردنی · عجیب و غریب · غیر عادی و تمسخر انگیز · متناقض · مسخره · مضحک و بی معنی · پوچ و مسخره (معانی این واژه بیشتر تداعی منفی دارند) · گروتسک
-
(وابسته به سبک نقاشی یا مجسمه سازی و غیره که در آن انسان و حیوان با گل و شاخ و برگ و میوه به طور عجیب و غریبی در هم آمیخته شده اند) سبک شلم شوربا · اثر گروتسک · بی تناسب · سبک گروتسک · عجیب و باور نکردنی · عجیب و غریب · غیر عادی و تمسخر انگیز · متناقض · مسخره · مضحک و بی معنی · پوچ و مسخره (معانی این واژه بیشتر تداعی منفی دارند) · گروتسک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن