ترجمه "grounds" به فارسی
حیاط, تفاله, لای بهترین ترجمه های "grounds" به فارسی هستند.
grounds
noun
دستور زبان
(law) Basis or justification for something, as in " grounds for divorce." [..]
-
حیاط
nounHe led the way across the fine dusted ground.
پدر در غبار رقیقی که فضای حیاط را گرفته بود، آنها را به سوی اتاق برد.
-
تفاله
-
لای
nounhe threw himself upon the ground under the pines and watched the sky through his fingers.
زیر کاجها روی میز دراز کشید و از لای انگشتان خود به تماشای آسمان پرداخت.
-
ترجمه های کمتر
- نخاله
- گواهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grounds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grounds" با ترجمه به فارسی
-
جكوي سنگي بلوچي
-
کبوتر خاکی چشمآبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن