ترجمه "grown-up" به فارسی
آدم بالغ, بالغ, بزرگسال بهترین ترجمه های "grown-up" به فارسی هستند.
grown-up
adjective
noun
دستور زبان
Of, pertaining to, or suitable for adults. [..]
-
آدم بالغ
If you want me to be a grown-up, then you have to allow it.
اگه ميخواين يه آدم بالغ باشم ، پس بايد اجازه شو بدين.
-
بالغ
adjective nounHe thought he had truly arrived and was grown up.
او فکر کرد که واقعاً رشد کرده و بالغ شده است.
-
بزرگسال
nounYoung ones should sit with the grown-ups at congregation meetings and endeavor to listen and to learn.
همه چه بزرگسال چه کودک باید در جلسات جماعت شرکت کنند و آموزش بگیرند.
-
ترجمه های کمتر
- به سن قانونی
- رشد کرده
- مثل آدم بالغ
- وابسته به اشخاص بالغ
- وابسته به بزرگسالان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grown-up " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن