ترجمه "gunshot" به فارسی

تیر رس, گلوله, برد اسلحه بهترین ترجمه های "gunshot" به فارسی هستند.

gunshot noun دستور زبان

The act of discharging a firearm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیر رس

    noun
  • گلوله

    noun

    Simulates the pain of a real gunshot wound.

    درد زخم یه گلوله ی واقعی رو شبیه سازی میکنه.

  • برد اسلحه

  • ترجمه های کمتر

    • تیر اندازی
    • در رفتن گلوله
    • در کردن سلاح
    • زخم گلوله
    • وابسته به تیر و تیراندازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gunshot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gunshot
+ اضافه کردن

"Gunshot" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gunshot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "gunshot"

اضافه کردن

ترجمه های "gunshot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه