ترجمه "gush" به فارسی
فوران, جهش, ريزش بهترین ترجمه های "gush" به فارسی هستند.
gush
verb
noun
دستور زبان
A sudden rapid outflow. [..]
-
فوران
nounBut that's the way the oil gushes.
فقط راهيه براي فوران نفت.
-
جهش
-
ريزش
-
ترجمه های کمتر
- غلوکردن
- پراندن
- جوشش
- غضب
- تظاهر
- (آبگونه ها) بافشار بیرون جهیدن
- (با احساسات مبالغه آمیز) بیان کردن
- بیرون زدن
- خون روش شدید
- روان شدن
- فواره زدن
- فوران کردن
- کاشک ریزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gush " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gush" با ترجمه به فارسی
-
احساساتی · اشکبار · بیرون ریزنده · تندجاری شونده · جوش زننده · سرشار · غرا · فوران کننده
-
گوش شالوم
-
احساساتی · اشکبار · بیرون ریزنده · تندجاری شونده · جوش زننده · سرشار · غرا · فوران کننده
-
احساساتی · اشکبار · بیرون ریزنده · تندجاری شونده · جوش زننده · سرشار · غرا · فوران کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن