ترجمه "gusty" به فارسی

تندبادی, پرباد, توفانی بهترین ترجمه های "gusty" به فارسی هستند.

gusty adjective دستور زبان

(of wind) blowing in gusts; blustery [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندبادی

  • پرباد

  • توفانی

  • ترجمه های کمتر

    • تند
    • (باد) شدید
    • وابسته به بروز ناگهانی (خشم و خنده و غیره)
    • وابسته به وزش ناگهانی (باد)
    • پر باد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gusty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gusty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه