ترجمه "gutter" به فارسی
ناودان, جوب, جوی بهترین ترجمه های "gutter" به فارسی هستند.
gutter
verb
noun
دستور زبان
A ditch along the side of a road. [..]
-
ناودان
nounduct or channel beneath the eaves
-
جوب
ditch along the side of road
If it wasn't for me, you'd be in the gutter.
اگه من نبودم ، تو توی جوب افتاده بودی
-
جوی
nounOvernight, snow had nudged its way into every crack and gutter.
برف شانه خود را در هر شکاف و جوی آبی چپانده بود.
-
ترجمه های کمتر
- (شمع یا شعله) سوسو زدن و ناپایدار سوختن
- گنداب
- جویچه
- مذلت
- مرزآب
- (شمع) ذوب شدن و جاری شدن موم
- (صفحات کتاب که مقابل هم هستند) دو حاشیه ی داخلی مجاورنخدوزی کتاب
- آب رو
- آب گذار (طرفین شیروانی که به ناودان ختم می شود)
- آب گذر دارکردن
- باران ریز
- جاری شدن (در جوی یا آب گذر)
- جوی دار کردن
- فضای خالی
- فقر و فلاکت
- هر چیز جوی مانند (مثلا دو ناودان طرفین نواره ی بولینگ)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gutter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gutter"
عباراتی شبیه به "gutter" با ترجمه به فارسی
-
آبرو خیابان
-
آبرو خیابان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن