ترجمه "gym" به فارسی
ورزش, ورزشگاه, زورخانه بهترین ترجمه های "gym" به فارسی هستند.
gym
verb
noun
دستور زبان
short form of gymnasium. [..]
-
ورزش
nounBella has gym next hour, and I don't think she feels well enough.
ساعت بعد بلا کلاس ورزش داره، اما فکر نکنم حالش به اندازهی کافی خوب شده با شه.
-
ورزشگاه
nounI can't believe they let the gym teacher be the judge.
باورم نميشه که اجازه دادن مربي ورزشگاه کارشناسي کنه
-
زورخانه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه)
- آموزش بدنی
- سالن ژيمناستيک
- مخفف : gymnasium
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gym " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gym"
عباراتی شبیه به "gym" با ترجمه به فارسی
-
(آمریکا) کفش کتانی · کفش تنیس · کفش ورزش
-
(در پارک ها و بازی گاه های کودکان : چارچوب های به هم پیوسته ی فلزی که بچه ها از آن بالا می روند) آویزگاه جنگلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن