ترجمه "gypsy" به فارسی

کولی, سلیطه, سیار بهترین ترجمه های "gypsy" به فارسی هستند.

gypsy adjective verb noun دستور زبان

(pejorative, offensive) Of or having the qualities of an itinerant person or group with qualities traditionally ascribed to Romani people, including suspected of making a living from dishonest practices or theft etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کولی

    noun

    any itinerant person, or any person suspected of making a living from dishonest practices or theft

    But don't try to put your gypsy ideas into the heads of the children.

    اما سعی نکن آن افکار کولی مانندت را توی کلهی بچهها فرو کنی!

  • سلیطه

  • سیار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (با G کوچک هم می نویسند) کولی
    • (با G کوچک) غیر وابسته به اتحادیه کارگری یا صنفی
    • (با G کوچک) کولی مانند
    • (با حرف کوچک) رقصگر نمایش موزیکال
    • (نادر) سرگردان بودن
    • بی جواز
    • دایم تغییر مکان دادن
    • کولی وار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gypsy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gypsy adjective noun proper دستور زبان

A member of the Romani people, or one of it sub-groups (Roma, Sinti, Romanichel, etc). Gypsy is not used by the Romani people themselves (it is an exonym) and is considered pejorative by some, mainly among the Romani people themselves. [..]

+ اضافه کردن

"Gypsy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gypsy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "gypsy" با ترجمه به فارسی

  • (جانور شناسی) بید کولی (نوعی بید اروپایی به نام لاتین Lymantria dispar که آفت درختان جنگلی و زینتی است و کرم ابریشم ناجورهم نامیده می شود) · بيد كولي · لیمانتریا دیسپار
  • (آمریکا) تاکسی بی جواز · تاکسی شخصی · تاکسی غیر قانونی
اضافه کردن

ترجمه های "gypsy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه