ترجمه "gyve" به فارسی
پابند, بخو, (قدیمی) بهترین ترجمه های "gyve" به فارسی هستند.
gyve
verb
noun
دستور زبان
A shackle or fetter, especially for the leg. [..]
-
پابند
noun -
بخو
-
(قدیمی)
-
ترجمه های کمتر
- غل و زنجیر پا
- پابند زدن
- پاها را به هم زنجیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gyve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن