ترجمه "hag" به فارسی

ساحره, عجوزه, کمپیر بهترین ترجمه های "hag" به فارسی هستند.

hag verb noun دستور زبان

A witch, sorceress, or enchantress; also, a wizard. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساحره

    noun

    the two hags cowered nearer to the fire

    هر دو ساحره به کنار آتش نزدیکتر شدند

  • عجوزه

    He must be out ofhis head or he wouldn't be confiding in that that dried up hag.

    حتما عقل از سرش پریده والا با آن عجوزه قاقاله خشیکده خودمانی نمیشد.

  • کمپیر

  • ترجمه های کمتر

    • باتلاق
    • مرداب
    • مادربزرگ
    • (در اصل - روح خبیث مونث) عفریته
    • (مونث) جادوگر
    • درخت انداخته
    • درخت بریده
    • دلاله ی محتاله
    • رجوع شود به hagfish
    • زمین سخت در جای باتلاقی
    • محل باتلاقی
    • پیرزن بدجنس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hag"

عباراتی شبیه به "hag" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه