ترجمه "half-wit" به فارسی
ابله, خنگ, دیر کار بهترین ترجمه های "half-wit" به فارسی هستند.
half-wit
noun
دستور زبان
A person of around half the average intelligence of his or her peers [..]
-
ابله
noun -
خنگ
adjective noun -
دیر کار
noun
-
ترجمه های کمتر
- پخمه
- کند ذهن
- کودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " half-wit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن