ترجمه "halfway" به فارسی

نیمه راه, ناتمام, ناقص بهترین ترجمه های "halfway" به فارسی هستند.

halfway adverb adjective دستور زبان

Half of the way between two points; midway. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیمه راه

    adjective

    I remember Baba climbed halfway up the ladder, hopped back down and fished the snuffbox from his pocket.

    یادم میآید بابا از نیمه راه نردبان پایین آمد و جعبه انفیه اش را از جیبش درآورد.

  • ناتمام

  • ناقص

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • در وسط هر چیز
    • نصف راه
    • نصفه کاره
    • نیمه تمام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " halfway " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "halfway" با ترجمه به فارسی

  • نیم خیز، نیم خاسته، نیمه خاست
  • (محلی که زندانیان و غیره را پس از آزادی در آن منزل می دهند تا کم کم به اجتماع و آزادی خوبگیرند) بازگردان گاه · منزل نیمه راه (مثلا در مسافرت)
اضافه کردن

ترجمه های "halfway" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه