ترجمه "halving" به فارسی
تنصیف, درهم جاانداختن, دونيمسازی بهترین ترجمه های "halving" به فارسی هستند.
halving
noun
verb
دستور زبان
Present participle of halve. [..]
-
تنصیف
-
درهم جاانداختن
-
دونيمسازی
-
دونیم سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " halving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "halving" با ترجمه به فارسی
-
جمع واژه ی : half
-
(نجاری) زبانه دار کردن (به منظور وصل کردن دو چوب به یکدیگر) · آله کردن (معمولا با: with) · به دو بخش برابر تقسیم کردن · دو نیم کردن · نصف کردن · نیمی (از چیزی را) کسر کردن · پنجاه درصد کاستن
-
(نجاری) زبانه دار کردن (به منظور وصل کردن دو چوب به یکدیگر) · آله کردن (معمولا با: with) · به دو بخش برابر تقسیم کردن · دو نیم کردن · نصف کردن · نیمی (از چیزی را) کسر کردن · پنجاه درصد کاستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن