ترجمه "handfast" به فارسی
ممسک, نامزددار, (قرارداد و به ویژه قرار ازدواج که با دست دادن منعقد شود) قول و قرار بهترین ترجمه های "handfast" به فارسی هستند.
handfast
adjective
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A hold, grasp; custody, power of confining or keeping. [..]
-
ممسک
-
نامزددار
-
(قرارداد و به ویژه قرار ازدواج که با دست دادن منعقد شود) قول و قرار
-
ترجمه های کمتر
- (مهجور) با دست دادن قول و قرار گذاشتن
- (مهجور) خسیس
- (مهجور) محکم گیری (بادست)
- (نادر)نامزد شده
- ازدواج کرده
- به عقد درآمده
- در دست گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handfast " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "handfast" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) · ازدواج غیر رسمی یا موقت (با دست دادن و قول شفاهی) · قرار ازدواج · نامزدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن