ترجمه "handkerchief" به فارسی
دستمال, دستمال (دستمال جیب - به دستمال سفره می گویند: napkin), دستمال گردن بهترین ترجمه های "handkerchief" به فارسی هستند.
handkerchief
noun
دستور زبان
A piece of cloth, usually square and often fine and elegant, carried for wiping the face, eyes, nose or hands. [..]
-
دستمال
nouncloth for wiping the face, eyes, nose or hands [..]
His handkerchief came out again and he mopped her off.
جس دوباره دستمال کذائی را از جیبش بیرون آورد و لباسهای دخترک را تمیز کرد.
-
دستمال (دستمال جیب - به دستمال سفره می گویند: napkin)
-
دستمال گردن
nounDrop a handkerchief and it will return to smother you.
اگه يه دستمال گردن بندازي ، به دور گردنت برمي گرده و خفه ات مي کنه
-
رجوع شود به kerchief
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handkerchief " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "handkerchief"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن