ترجمه "handy" به فارسی

سودمند, ماهر, در دسترس بهترین ترجمه های "handy" به فارسی هستند.

handy adjective دستور زبان

Easy to use, useful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سودمند

    adjective

    easy to use

    this device kind of comes in handy,

    این دستگاه بسیار سودمند است،

  • ماهر

    adjective

    dexterous

  • در دسترس

    adjective

    within reach

    Tools on the bottom, but handy to reach in case of a breakdown.

    اسباب و ابزارها را طوری ته کامیون میچیدند که هنگام اطراق در دسترس باشد

  • ترجمه های کمتر

    • راحت
    • به درد بخور
    • دم دست
    • نزدیک
    • تردست
    • دستی
    • (آنچه کاربرد آن آسان است) آسان
    • (آنچه که راندن آن آسان است)
    • در جای مناسب
    • سهل الوصول (آنچه رسیدن به آن آسان است)
    • موجب صرفه جویی در وقت
    • چیره دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " handy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Handy proper noun

A male given name [..]

+ اضافه کردن

"Handy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Handy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "handy" با ترجمه به فارسی

  • آسانی · امکان نزدیکی · دسترسی · زود انجامی · سهولت · شخص مفید · قابلیت وصول · وسیله وصول
اضافه کردن

ترجمه های "handy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه