ترجمه "hankie" به فارسی
دستمال, (عامیانه) رجوع شود به handkerchief, دستمال گردن بهترین ترجمه های "hankie" به فارسی هستند.
hankie
noun
دستور زبان
A handkerchief [..]
-
دستمال
nounWell, you find any more of that, you can make yourself a nice little hankie.
خوب ، اگه بتونى بقيشو هم پيدا کنى مى تونى يه دستمال خوشگل براى خودت درست کنى
-
(عامیانه) رجوع شود به handkerchief
-
دستمال گردن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hankie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hankie" با ترجمه به فارسی
-
دستمال · دستمال گردن
-
(انگلیس) شعبده بازی · (عامیانه) سروسر · رابطه ی نامشروع · معامله ی زیرجلی · کاسه ی زیر نیم کاسه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن