ترجمه "harbour" به فارسی
لنگرگاه, بندر, بندرگاه بهترین ترجمه های "harbour" به فارسی هستند.
harbour
verb
noun
دستور زبان
(obsolete, uncountable) Shelter, refuge. [..]
-
لنگرگاه
nounfor ships
Tell him it has been sunk in the harbour in order to be recovered afterwards by divers.
بهش بگین توی آبهای لنگرگاه غرق شده تا بعدا غواصها پی داش کنن.
-
بندر
nounThe harbour master from Kerrith had joined the group of men in the stern of the stranded ship.
رئیس بندر از کریت به گروهی از مردان در عقب گیر افتاده کشتی ملحق شده بود.
-
بندرگاه
nounThe negroes brought him in to the first aid hospital near the harbour.
سیاه پوستها او را به مرکز درمانهای اولیه در نزدیکی بندرگاه آوردند.
-
ترجمه های کمتر
- langargâh
- پناهگاه
- (انگلیس) رجوع شود به harbor
- شهر ساحلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harbour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "harbour"
عباراتی شبیه به "harbour" با ترجمه به فارسی
-
پل بندرگاه سیدنی
-
بندرها · بندرگاهها
-
گرازماهی بندر
-
پل بندرگاه سیدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن