ترجمه "hard cheese" به فارسی
پنیر سفت ترجمه "hard cheese" به فارسی است.
hard cheese
interjection
noun
(idiomatic) Expressed to someone suffering misfortune. [..]
-
پنیر سفت
A quill, some parchment, duck sausage, almonds, and some hard cheese.
یک پر برای نوشتن ، مقداری کاغذ نوشتن ، سوسیس مرغابی مقداری مغز بادوم و مقداری پنیر سفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hard cheese " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن