ترجمه "hard knocks" به فارسی
سختی, فلاکت, مشقت بهترین ترجمه های "hard knocks" به فارسی هستند.
hard knocks
noun
a state of misfortune or affliction; "debt-ridden farmers struggling with adversity"; "a life of hardship"
-
سختی
nounI had taken a rather hard knock
ضربه نسبتا سختی به من وارد شده بود
-
فلاکت
noun -
مشقت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hard knocks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن