ترجمه "hard-bitten" به فارسی
(در اصل - سگ) گازگیر, (مجازی) مارگزیده, جنگجو بهترین ترجمه های "hard-bitten" به فارسی هستند.
hard-bitten
adjective
دستور زبان
callous and toughened by experience [..]
-
(در اصل - سگ) گازگیر
-
(مجازی) مارگزیده
-
جنگجو
adjective
-
ترجمه های کمتر
- سخت گاز
- سختی کشیده
- سرد و گرم چشیده
- سرسخت
- سرسختانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hard-bitten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن