ترجمه "harp" به فارسی
چنگ, بربط, هارپ بهترین ترجمه های "harp" به فارسی هستند.
A musical instrument consisting of an upright frame strung with strings that are stroked or plucked with the fingers. [..]
-
چنگ
nounmusical instrument [..]
The young people, at the countess' instigation, gathered round the clavichord and harp.
جوانان به پیشنهاد کنتس کنار پیانو و چنگ گرد آمدند.
-
بربط
nounJubal, for example, was “the founder of all those who handle the harp and the pipe.”
برای مثال، میتوان از یوبال نام برد «وی پدر همهٔ نوازندگان بربط و نی بود.»
-
هارپ
The harp arrived, and rather added to her beauty, wit, and good humour;
هارپ او را آوردند، و همین باعث شد زیبایی و قریحه و رفتار و منش او بهتر از قبل جلوه کند،
-
ترجمه های کمتر
- سازدهنی
- چَنگ
- (با: on یا upon) روی چیزی پیله کردن
- (خودمانی) سازدهنی
- (مصرا) درباره ی چیزی حرف زدن
- (موسیقی) چنگ
- (موسیقی)چنگ نواختن
- (نجوم) رجوع شود به Lyra
- ابزار یا ساز چنگ مانند
- ترغیب کردن
- تکرار کردن
- هر چیز به شکل چنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
An occupational surname for a player of the harp. [..]
"Harp" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Harp در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "harp"
عباراتی شبیه به "harp" با ترجمه به فارسی
-
زنبورک
-
(جانور شناسی) سیل قطبی (Pagophilus groenlandicus که کوچگر است) · فک چنگی
-
رجوع شود به jaw's harp( jew's-harp هم می گویند) · زنبورک
-
(موسیقی) چنگ بادی
-
زنبورک · سازدهنی
-
(آلت موسیقی که با دندان نگاه می دارند و با انگشت می زنند) چنگ دهانگیر · زنبورک
-
زنبورک
-
زنبورک