ترجمه "harvest" به فارسی

برداشت, محصول, درودن بهترین ترجمه های "harvest" به فارسی هستند.

harvest verb noun دستور زبان

The process of harvesting, gathering the ripened crop. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برداشت

    noun

    yield of harvesting [..]

    The Chavez family joined thousands of other farm workers who traveled around the state of California, to harvest crops for farm owners.

    خانوادهی چاوز به هزاران کارگر مزرعهی دیگر پیوستند که در سرتاسر کالیفرنیا سفر میکردند تا محصول را برای مزرعهداران برداشت کنند.

  • محصول

    noun

    product or result of any exertion [..]

    The whole summer, from spring sowing to harvest, he was busy with the work on his farm.

    سراسر تابستان او، از زمان کشت بهاری تا برداشت محصول، صرف اشتغال به امور فلاحتی میشد.

  • درودن

    Verb verb

    to bring in a harvest; reap

  • ترجمه های کمتر

    • دستاورد
    • خرمن
    • درو کردن
    • درو
    • حاصل
    • نتیجه
    • پیامد
    • (محصول) برداشت کردن
    • برخوردار شدن
    • برداشت (محصول)
    • به دست آوردن
    • بهره برداری کردن
    • فراورده ی سال
    • فصل برداشت
    • پایان درو
    • گردآوری محصول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " harvest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Harvest
+ اضافه کردن

"Harvest" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Harvest در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "harvest"

عباراتی شبیه به "harvest" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "harvest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه