ترجمه "hasp" به فارسی
چفت, (نادر) چفت کردن, جفت (در و پنجره) بهترین ترجمه های "hasp" به فارسی هستند.
hasp
verb
noun
دستور زبان
A clasp, especially a metal strap fastened by a padlock or a pin; also, a hook for fastening a door. [..]
-
چفت
nounI hasped the window;
پنجره را بستم و چفت آن را انداختم.
-
(نادر) چفت کردن
-
جفت (در و پنجره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hasp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن