ترجمه "hated" به فارسی
منفور،, مکروه بهترین ترجمه های "hated" به فارسی هستند.
hated
adjective
verb
دستور زبان
Of something disliked; odious. [..]
-
منفور،
-
مکروه
adjectiveI neither reproach you nor hate you, my friend.
شما را دشمن داشته باشم و شما را مکروه شمارم؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hated" با ترجمه به فارسی
-
(شخص یا چیز) منفور · آریغ · احساس خصومت کردن · از چشم افتاده · انزجار · بد آمدن · بیزار بودن · بیزاری · تنفر · دشمنی · دشمنی ورزیدن · دوست نداشتن · روی گردان بودن · عداوت داشتن · مایه ی انزجار · متنفر بودن · مشمئز بودن · منزجر بودن · مکروه داشتن · نفرت · نفرت داشتن · نفرت کردن · کینه · کینه داشتن · کینه ورزیدن
-
سخنان نفرت انگیز · گفتار بیزارجویانه
-
تنفر · نفرت
-
(قدیمی) بدجنس · بدخواه · زننده · سزاوار نفرت · قبیح · مستهجن · منزجر کننده · ناخوشایند · ناپسندیده · نفرت انگیز · هودر · کین خواه · کینه جو
-
از سر نفرت، از روی نفرت
-
گروه نفرت
-
تنفر از خود (self-hatred هم می گویند) · خود بیزاری
-
مکروهیت · نفرت انگیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن