ترجمه "haughty" به فارسی

برمنش, مغرور, بزرگوار بهترین ترجمه های "haughty" به فارسی هستند.

haughty adjective دستور زبان

Conveying in demeanour the assumption of superiority; disdainful, supercilious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برمنش

    disdainful, supercilious; in demeanour conveying the assumption of superiority

  • مغرور

    adjective

    Our talents, our achievements, and our privileges should never make us haughty.

    به هیچ وجه نباید تواناییها، دستاوردها و افتخاراتمان ما را مغرور سازند.

  • بزرگوار

  • ترجمه های کمتر

    • ابرتن
    • بادسر
    • فرازمند
    • پرنخوت
    • گرانسر
    • غره
    • قاطع
    • شریف
    • (قدیمی) والا
    • دارای گند دماغ
    • گردن فراز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " haughty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "haughty" با ترجمه به فارسی

  • باد · بزرگ منشی · تکبر · جاه فروشی · خودبینی · شدت عمل · غرور · نخوت · گردن فرازی · گردن کشی
اضافه کردن

ترجمه های "haughty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه