ترجمه "head start" به فارسی

ارفاق, امتیاز, برتری بهترین ترجمه های "head start" به فارسی هستند.

head start noun دستور زبان

(idiomatic) An advantage given (or taken), for example, prior to the beginning of a race. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارفاق

  • امتیاز

    noun
  • برتری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • فرجه
    • فرصت برتری
    • مزیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " head start " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Head Start proper

In the United States, a government funded preschool program for impoverished children. [..]

+ اضافه کردن

"Head Start" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Head Start در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "head start" با ترجمه به فارسی

  • امتیازهای حمایتی- مخصوصا از طرف دولتها برای مدارس و مهدها
  • برنامه های حمایت از کودکان محروم · نامز زا ناکدوک یقرت ی ارب یا همانرب( تراتسا ده همانرب)یگلاس جنپ نس ات دلوت
اضافه کردن

ترجمه های "head start" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه