ترجمه "heater" به فارسی

بخاری, آبگرمکن, گرمکن بهترین ترجمه های "heater" به فارسی هستند.

heater noun دستور زبان

A device that produces and radiates heat, typically to raise the temperature of a room or building. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخاری

    noun

    Her scent swirled through it with the current of the heater, building and strengthening.

    عطر او با جریان گرمای بخاری در فضا پیچید، تقویت شد و جا خوش کرد.

  • آبگرمکن

    You know, if we're going to buy a water heater, we should talk about it.

    ميدوني ، اگه قراره يه آبگرمکن بخريم بايد راجع بهش صحبت کنيم

  • گرمکن

    noun

    Not without some serious smelling salts and a heater.

    نه بدون کمي لبخند نمکين جدي و يه گرمکن منم منظورم همينه

  • ترجمه های کمتر

    • شوفاژ
    • رادیاتور
    • گرمگر
    • گلخن
    • (امریکا - خودمانی) هفت تیر
    • (دستگاهی که هوا یا آب را گرم می کند) بخاری
    • (فیزیک - لامپ الکترونی) رشته ی گرمساز
    • (کسی که کارش گرم کردن چیزی است) تون تاب
    • تنور تاب
    • تون
    • سوخت رسان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heater " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "heater"

عباراتی شبیه به "heater" با ترجمه به فارسی

  • بخاری کوچک (ترابردی)
  • تجهيزات گرمايش · گرمکنندهها
  • آبگرمکن
  • (آبگرمکنی که کویل یا حلقه ی داغ آن را در آب قرار می دهند) گرمکن توآبی · گرمکن آب ایمن
اضافه کردن

ترجمه های "heater" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه