ترجمه "heave" به فارسی
نفس نفس زدن, چرخاندن, خیزاندن بهترین ترجمه های "heave" به فارسی هستند.
heave
verb
noun
دستور زبان
(transitive, archaic) To lift (generally); to raise, or cause to move upwards (particularly in ships or vehicles) or forwards. [..]
-
نفس نفس زدن
verbSort of heave and pant and come running at me, your melons bobbling.
يه جور جنب و جوش ، نفس نفس زدن ، دويدن به طرف من با اون هندونه هاي لرزونت
-
چرخاندن
now commence heaving in one dense crowd at the windlass.
به اتفاق و به یک حرکت شروع به چرخاندن قرقره میکنند.
-
خیزاندن
-
ترجمه های کمتر
- خیزانش
- درقلیدن
- لنگر انداختن
- (آه) کشیدن
- (با زحمت) بلند کردن
- (زمین شناسی) جابجا کردن (لایه ی زمین)
- (کشتی) حرکت کردن
- (کشتیرانی) با طناب یا سیم بلند کردن یا کشیدن
- اق زدن
- بااشکال حرف زدن
- باد کردن
- بالا بردن
- برآمدن و فرو رفتن
- بلند کردن و پرتاب کردن
- به سختی نفس کشیدن
- به طور آهنگین بالا و پایین رفتن
- تاب برداشتن
- جا بجایی
- دست و پا زدن
- دم کشیدن
- سر رسیدن 0
- سینه ی خود را بالا یا جلو آوردن
- ضربان داشتن
- عمل بلند کردن (بازور)
- قلمبه شدن
- قی کردن
- هن هن کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "heave" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) اخراج (بیشتر در این عبارت : اخراج شدن یا کردن · بیرون کردن give the heave-ho)
-
پرسه زدن · کند کردن، توقف کردن، باز ایستادن،
-
(دامپزشکی) خناق اسبی · بیماری نفس تنگی
-
بلند کردن
-
سنجش سرعت (با کنده و ریسمان در کشتی رانی قدیم)
-
(ندا - آوازی که سابقا ملوانان هنگام کار دسته جمعی می خواندند) هی هی ! · یا هی هو!
اضافه کردن مثال
اضافه کردن