ترجمه "hectic" به فارسی
مسلول, پرتکاپو, پرجنجال بهترین ترجمه های "hectic" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: big red trucks like locomotives, and, on a score of hectic side tracks, far wandering freight cars from the New York Central and apple orchards, the Great Northern and wheat plateaus, the Southern Pacific and orange groves. ↔ کارخانههای کهنه بد نمایی که از آجر قرمز ساخته شده و آلوده به قیر بود، مخزنهای آب که در ارتفاع بلندی کار گذاشته بودند، کامیونهای بزرگ قرمز رنگی شبیه به لوکوموتیو و، در چندین جاده فرعی در هم پیچیده، ماشینهای باری که از ایستگاه مرکزی نیویورک و باغهای سیب و سراسر شمال و دشتهای گندمزار و جنوب اقیانوس آرام و باغهای مرکبات راه افتاده بودند و به گوشههای دور دست کشور میرفتند.
Of a fever, pertaining to bodily reactions characterised by flushed or dry skin. [..]
-
مسلول
-
پرتکاپو
adjective -
پرجنجال
-
ترجمه های کمتر
- پرتلاش
- سلی
- (در اثرتب یا بیماری) سرخ
- (پزشکی - تب همراه بیماری خورنده مانند سل) تب لازم
- تب دار
- وابسته به تب مواج
- وابسته به یا مبتلا به سل
- پرجنب و جوش
- پرجوش و خروش
- پرشور و شتاب
- گل انداخته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hectic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate