ترجمه "hectic" به فارسی

مسلول, پرتکاپو, پرجنجال بهترین ترجمه های "hectic" به فارسی هستند.

hectic adjective noun دستور زبان

Of a fever, pertaining to bodily reactions characterised by flushed or dry skin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسلول

  • پرتکاپو

    adjective
  • پرجنجال

  • ترجمه های کمتر

    • پرتلاش
    • سلی
    • (در اثرتب یا بیماری) سرخ
    • (پزشکی - تب همراه بیماری خورنده مانند سل) تب لازم
    • تب دار
    • وابسته به تب مواج
    • وابسته به یا مبتلا به سل
    • پرجنب و جوش
    • پرجوش و خروش
    • پرشور و شتاب
    • گل انداخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hectic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hectic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه