ترجمه "heir" به فارسی

وارِث, وارث, ریگمند بهترین ترجمه های "heir" به فارسی هستند.

heir noun دستور زبان

Someone who inherits, or is designated to inherit, the property of another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وارِث

    one who inherits, or is designated to inherit, the property of another

  • وارث

    noun

    A person who acquires or has the right to acquire goods, rights or obligations from another person after her death.

    I proposed that he be the new heir to the throne.

    من خواستم که اون وارث جديد تاج و تخت باشه.

  • ریگمند

  • ترجمه های کمتر

    • پیایند
    • (مجازی) جانشین
    • ارث بر
    • مرده ریگ بر
    • میراث بر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "heir" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) وارث قانونی (که در صورت نبودن وصیت نامه می تواند نسبت به ارث ادعا کند)
  • رئیس تقلبی · رئیس قلابی · صاحب تقلبی · صاحب ناراستین · وارث دروغ
  • (حقوق) وارث مقدر (وارث احتمالی که در صورت بچه دار شدن ارث گذار از ارث محروم می شود)
  • (حقوق) وارث مسلم (که در صورت نبودن وصیت نامه از ارث سهم می برد) · ولیعهد
  • (حقوق) وارث مسلم (که در صورت نبودن وصیت نامه از ارث سهم می برد) · ولیعهد
اضافه کردن

ترجمه های "heir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه