ترجمه "helminthic" به فارسی

کرمی, (دارو) کرم کش, وابسته به یا ایجاد شده توسط کرم (به ویژه کرم انگلی) بهترین ترجمه های "helminthic" به فارسی هستند.

helminthic adjective noun دستور زبان

(medicine) Causing the expulsion of intestinal worms. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرمی

    noun
  • (دارو) کرم کش

  • وابسته به یا ایجاد شده توسط کرم (به ویژه کرم انگلی)

  • کرم زدا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " helminthic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "helminthic" با ترجمه به فارسی

  • پيكانسرها (كرمها)
  • كرمهاي انگلي · کرمها · کرمها (جانور)
  • ستاریا (کرم)
  • کرم (به ویژه کرم دستگاه گوارش) · کرم روده
  • کرم (به ویژه کرم دستگاه گوارش) · کرم روده
اضافه کردن

ترجمه های "helminthic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه