ترجمه "helmsman" به فارسی
سکاندار, (مجازی) زمامدار, (کشتی) سکاندار بهترین ترجمه های "helmsman" به فارسی هستند.
helmsman
noun
دستور زبان
(nautical) A member of a ship's crew who is responsible for steering [..]
-
سکاندار
nounsailor
The CO, the OOD, the helmsman, the radioman- - they were all below deck.
... کاپيتان ، مسئول تدارکات ، سکاندار و مسئول راديو
-
(مجازی) زمامدار
-
(کشتی) سکاندار
-
ترجمه های کمتر
- راننده ی کشتی (یا قایق و غیره)
- سكان گير
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " helmsman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن