ترجمه "hematic" به فارسی

خونگون, پرخون, خونین بهترین ترجمه های "hematic" به فارسی هستند.

hematic adjective noun دستور زبان

Of, pertaining to, affecting or containing blood [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونگون

  • پرخون

  • خونین

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • خونی
    • خون سان
    • همرنگ خون
    • وابسته به خون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hematic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hematic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه