ترجمه "hemostatic" به فارسی

قابض, (قادر به بند آوردن خون روش) خون بند, خون ایستان بهترین ترجمه های "hemostatic" به فارسی هستند.

hemostatic adjective noun دستور زبان

Of or pertaining to hemostasis [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قابض

    adjective
  • (قادر به بند آوردن خون روش) خون بند

  • خون ایستان

  • خون بندآور

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hemostatic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hemostatic" با ترجمه به فارسی

  • (هرچیزی که ریزش خون را بند بیاورد) خون ایستان · خون بند · خون بندآور · هموستات
اضافه کردن

ترجمه های "hemostatic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه