ترجمه "henchman" به فارسی
مرید, همرکاب, ملازم بهترین ترجمه های "henchman" به فارسی هستند.
henchman
noun
دستور زبان
A loyal and trusted follower or subordinate. [..]
-
مرید
nounI want a henchman, too.
منم یه مرید میخوام !
-
همرکاب
-
ملازم
-
ترجمه های کمتر
- (در اصل) نوکر
- (سیاسی و اجتماعی - دون پایه ای که فقط برای هدف های شخصی خودش کار می کند) جاه طلب
- آدمکش حرفه ای
- دنبال رو
- سرسپرده ی رهبر
- عامل سردسته ی تبهکاران
- فرصت طلب
- فرمانبر رییس دزدان
- هریک از پیروان رهبر ستمگر
- پیرو وفادار
- یاور مورد اطمینان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " henchman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن