ترجمه "henna" به فارسی
حنا, (از ریشه ی عربی), (گیاه شناسی) حنا Lawsonia inermis از خانواده ی loosestrife) بهترین ترجمه های "henna" به فارسی هستند.
henna
adjective
verb
noun
دستور زبان
A shrub, Lawsonia inernis, having fragrant redish flowers [..]
-
حنا
nounshrub [..]
They've started the henna ceremony and she should be here, dancing.
، اونا مراسم حنا رو شروع کردن.اون بايد اينجا باشه
-
(از ریشه ی عربی)
-
(گیاه شناسی) حنا Lawsonia inermis از خانواده ی loosestrife)
-
ترجمه های کمتر
- با حنا رنگ کردن
- بوته حنا
- حنا زدن به
- حنایی رنگ
- رنگ حنا (که از این گیاه گرفته می شود)
- قهوه ای مایل به قرمز
- لاوسونیا انترمیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " henna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "henna"
عباراتی شبیه به "henna" با ترجمه به فارسی
-
حنا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن